Violet

September

Violet

یللی تللی با طعم اکشن

امروز با بچه ها بودیم خونه ما...یکی از دخترا مشغول چت با ی فرند بود البته فرند ک نمیشه گفت ولی خب باهم یکم بحث داشتن...ک با مشاوره های من راه به ی جاهای میشد گفت بردن😂همیشه رابطه های دوستام حول نظرات من پیش میره. درصورتیکه خودم ب هیچ عنوان تحت هیچ شرایطی وارد همچین مسائلی نمیشم🗿خودشون آدم شناس نیستن نمیفهمن چیکار کنننن 🧚‍♀️اه چقدر حرص میخورم من سر اینکه وقتشونو با همچین مسائل بیخودی هدر میدن.

خلاصه سر همین داشتیم از گشنگی میمردیم و خب غذایی درس نکرده بودیم ک بخوریم .میخواستیم از مجتمع کنار خونه فودپیک بگیریم اما خودم قبول کردم برم...چون از حجم خوندن عربی و نمونه سوال و کوفت و زهر مار خسته شده بودم.. خب اینجوری یکم هوا میخوردم.خلاصه ی سری خرت و پرت گرفتم و با بچه ها و خاله جودی [نیک نیم خالمه ک من روش گذاشتم] خوردیم. همچی بود جز غذای اصلی🤷🏻‍♀️ولی خب چسبید سالاد وفرنچ و ساندویچ و etc.... همرو باهم خوردیم . دارم دعا میکنم حالم بد نشه برای فردا ک امتحان عربیههه

ایشااله ک همه موفق بشن و ماهم بهترین نتیجه رو بگیریم✌🏻

Sogand
۱۴۰۳/۰۳/۰۵
0:19
درحال بارگذاری..