Violet

September

Violet

پس توضیحاااااتتتتت؟

میدونید من اینطوریم ک اصلااا آدم پیچیده ای نیستم ک مودی باشم یا هرچی

ری اکتام خیلی ساده و همیشگی ان

ینی کسی ک منو بشناسه میدونه من خیلی خیلی برونگرام و شادیمو باهمه تقسیم میکنم ، شنوای غم هاشون هستم امااا خودم غمام رو نمیتونم بروز بوم، فقط برای خودم میمونن، ی گوشه از قلبم و خودم برای خودم حلشون میکنم

دوست ندارم کسی با ناراحتی من ناراحت شه و خب میتونم بگم این خوب نیست چون منم آدمم و خیلی وقتا خوبه ک ناراحتیم در مقیاس بزرگتری بروز بدم و درد دل کنم

ولی نمیتونم

در عوضش خوشحالی و حال خوبمو ب قول خودمون جاااار میزنمم

بخاطر همین اولین ری اکشن من در برابر ناراحتی و دپرسی سکوته و برقرار نکردن ارتباط چشمی، و این خیلی میزنه تو ذوق

این سکوت من اطرافیانمو ناراحت میکنه چون عادت دارن ب سرو صدای من ک من باعث حال خوششون باشم

وقتی ساکت بشم میدونن ی خبریه، سریع متوجه میشن و روشون تاثیر میزاره یجورایی اونام تاثیر میگیرن

بخاطر همین درطول زندگی بارها و بارهااا می‌شنوم ک میگن توروخدا تو ناراحت نشو، یا تو گریه نکن ما بدتر از تو ، از ناراحتیت ناراحت میشیم.

رمز ادامه مطلب سال تولدم +دوتا ss

ادامه مطلب ..
Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۳۰
15:41
درحال بارگذاری..

ی اهنگمون نشه؟

حال خش بالاس درحال حاضر

تنکس ا لاتتتتتتتتتتت

البته لرازیس بند هم بی تاثیر نییی

پ‌ن:بوی خوب موهاااام‌ الان>>>>>>>

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۳۰
15:15
درحال بارگذاری..

چهارشنبهه

هاییییی گایزز

چطورین

این هاییی گایز و بایییی گایز گفتنی من دیگه همه جا شناخته شدس😂

میشناسنش ب من دیگه

امروز روز خوبی بود جذاب و دلپذیر

روزی ک با نماز صبح اول وقت شروع بشه عالیههه عالیههههه

دیشب ۳ ساعت رفته بودم پاکستان*همون bathroom and take a shower

خلاصه الان خیلی خلقم بازهه

ی دختره هست ۳ سال از من بزرگتر ه و خب مشاورمه و دانشگاه شهید بهشتی میخونه

من و این دختر خانومم با اینکه باهم اوکی ایم‌ ولی مث دوتا غریبه باهم رفتار میکنیم😂ن انگیزه ای ن تشویقی هیچیییی

ولی درکل دوستش دارم نمیدونم چرا

راستی اینجا هوا سرد شده یکمییی و من صبحا با شنل میرم مدرسهه فعلا سردی هوا ب پالتو چرم و.. نرسیده

تو راه برگشت از مدرسه اغلب با چندتا از معلمامون هم مسیریم

مثلا معلم زیست و خب گاها باهم اختلاط هم میکنیم

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۳۰
15:0
درحال بارگذاری..

احوالات مدرسه

دیروز کمپ مدرسه می‌خواستیم بمونیم و چون مامان جلسه داشت گفت از مدرسه ساندویچی چیزی بگیریم برای ظهر

خلاصهههاهههه بدلیل اینکه هر زنگ امتحان داشتیم و من نتونستم تو تایم استراحت برم بیرون یادم رفته بود ک برم بخرم

ووو درنهایت زنگ آخر رفتم ب خانوم‌بوفه دار گفتم‌ فلافل مونده براتون؟ گف نه

گفتم خدایا العفو ک گشنگی قراره ب چوخ صگ برم

هیچی دیگه شونصد تا کیک و کلوچه و کوفت و زهرمار و نودل گرفتم و میل فرمودم و باید بگم ک معده جانم داره ب فنا میره

آخه تو ک میدونی معدت اینطوریه چرا ناپرهیزی میکنی دختر؟

بچا یادم باشه موسوی و زنگ e، اونروز تو مدرسه رو بیام حتمااااا بنویسممممم

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۳۰
6:35
درحال بارگذاری..

لطفااا

بدجور داغونم

من این حالتا رو قبلا ی بار تجربه کردم

لعنتی بس کن

قلبت داره می‌ایسته

نفسات بالا نمیان

قلبت سنگین شده

حواست هست؟

خدایاا کمکم کن من تحمل ندارم

میبینی؟حال بدم رو میشه از اشک های هیستریک فهمید

آخه بغض کردنت چیه این وسط؟

من تازه سرپا شده بودم، تازه کنار اومده بودم..چراا الان؟چرا اینجوری؟

وای وای

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۲۸
20:49
درحال بارگذاری..

سوگندِ من یادت باشه

من نباید جا بزنم

من فقط باید یکم دقت کنم ، باید تمرکزم ببرم بالا، باید از پتانسیلایی ک دارم استفاده کنم

نباید جا بزنم

نباید جا بزنم

نباید جا بزنم

شده هزاربار هم تکرار میکنم تا ملکه ذهنم بشه.

من نباید جا بزنم

الان وقتش نیست

الان باید این شرایطی ک هیچ چیزش ب من و لیاقت هام نمیخوره رو عوض کنم

اینا سهم من نیستن

من سوگندم .تو دنیای من عقب افتادن معنا نداره، یا باید اون بالا بالاها مال من باشه یا مال من میشه، نشد و نمیشه برای من معنی نداره مساویه با مرگ حتی ب غلط

سوگندم ناراحت نباش وفقط سعی کن از پسش بر بیای ،حواست باشه تا دیر نشده راست و ریستش کنی

افکار منفی راه نده، فک نکن بهشون تروخدا فقط ب خودت فکر کن بخودت بخودت و بخودت

درس بگیر از اشتباهاتت پله پله برو جلو

میدونم برات سخته، تحملش سخته میدونم

ولی لطفاا بخاطر خودت تحملش کن ، ارتقا بده و درنهایت موفق شو ، بزار خیالت مث قبل راحت باشه

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۲۸
15:4
درحال بارگذاری..

سلایق و علایق۲

ذوق شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکارم آرامم نکرد ؟

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۲۷
21:1
درحال بارگذاری..

E???

الان شدیدا دلم غیبت با e رو میخواد

البته چون e از بیشتر اطرافیان من شناختی نداره غیبت محسوب نمیشه ولی خب دلم میخواد دیگه

وایییییی

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۲۶
18:38
درحال بارگذاری..

علایق و سلایق۱

چشم خود بستم ک دیگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد دیوانه ؛ من میبینمش !

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۲۶
18:35
درحال بارگذاری..

سلام سلام

الان دلم میخواد بنویسم از وقایع جدیدم

اما واقعا وقت ندارم

و چون باید خودمو تخلیه روانی کنم

اینجا یادداشت میکنم بعدا میام براتون مینویسممم

_اون همکلاسی ک پشت سرم میشینه

_اتفاق امروز توی مدرسه

_زهرا همکلاسی

_هم صحبتی با معلم زیست

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۲۶
18:26
درحال بارگذاری..

Fucking situations

روزهای bored ناکی داره سپری میشه و خرابکاری های زیادی داره اتفاق میوفتههه

چرا اخههه

حتی الان؟نصف شب؟

Go away

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۲۵
2:39
درحال بارگذاری..

رمز کارتتونو بیزحمت عوض کنیدد

احوالات جسمیم اوکی نیس ولییی

دیشب مامان جون اینا اومدن اینجا و صبح با ریحون ومامانجون خوشگلم زدیم بیرون مترو گردی کردیم، خیابون گردی کردیم و رفتیم خرید، کلی دور از چشم مامان ولخرجی کردیم و تا تونستیم همه چی خریدیم و من از اینکه دوباره لوازم پوستی مو از همون برند قبلی گرفتم خرسندمممم

تقصیر خودشونه رمز گوشی و کارت و همه چی رو گذاشتن سال تولد من.ب من چ😽

غروب آزمون دارم باید بشینم بخونم ، احیانا اگ مشکلی داشتم از e میپرسمم

برگه های آزمون فیزیک و عربی بچه ها هنوز کامل صحیح نشدن و باید تموم شن برای شنبهه

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۲۴
15:51
درحال بارگذاری..

هعییی

تا غروب مدرسه بودم ولی حالم خوب نبود مامان اومد دنبالم

امم خیلی حالم بده و رسما دارم ب چوخ میرم بعد از ۱ سال

شتتت

چیبگم والا

زی زی زنگ زد و باهم کلی صحبت کردیممممم

میگه آخر هفته بیا اینجا بریم بیرون باهم

واکنش منی ک باید ۳ ساعت تو راه باشم تا برسم بهشش😑

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۲۲
20:22
درحال بارگذاری..

سلااممممم

امروز کمپ نرفتم

و خونه درس میخونم

برای تا آخر هفته یه کتاب از نشریه بهم دادن باید ترجمه کنیم

احتمالا از e هم کمک بگیریم

چون باید با کیفیت باشه برای نشر

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۲۰
18:54
درحال بارگذاری..
Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۱۹
19:42
درحال بارگذاری..

شبت بخیر عزیز قلبم

ببخش منو اونجور ک باید میبودم نبودم برات

ببخشی عزیزکم

ولی جای جبران دارم مگ ن؟ برام اوکی میکنی؟

شرایطش و میگم

دمت گرم قلبم

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۱۸
21:56
درحال بارگذاری..

آزمون امروز

هایییی گایزز

تراز امروزم باتوجه ب همون توقعی ک داشتم ۷۰۰ تا اومد بالا

ولی من بازم راضی نیستم

خیلی باید بهتر شه

خدای مهربونم کمکم کننننن

این استوکیومتری واکنش رو هم برام هموار کن دورت بگردم💜🥲💌

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۱۷
18:49
درحال بارگذاری..

روز دوم

امروز ناهار استانبولی داشتیم اینجا

پارت اول رو با فیزیک شروع کردم و ۲۰ تست دیگه مونده ولی میمونه برای شب یا فردا بعد آزمون

دارم چشم رو تکمیل میکنممم یکم سنگینه

بچا همه دوازدهمی ان و خب بچه های خوبین

ترازم باید از آزمون اولی ۱۰۰۰ تا بیاد بالا

پ‌ن: توقع بیجا نیست، نگین بیجاس

تازه سوگند کمالگرام میگه اون آزمون رو چون هیچ آمادگی نداشتی و بودجه رو هم نداشتی اینجوری شد

اینیکی باید بیاد بالای ۷و خورده

آزمون اولم ب قول لرا هردمبیل بود😂ترازم چرت شد

نسبت ب اون عرض میکنم

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۱۶
16:15
درحال بارگذاری..

New challeng

دیروز اولین روزی بود ک اومدم کمپ

کمپ مدرسه خودمون

طبقه سوم دبیرستان

خب خوبه ب نظرم

چالش رو شروع میکنم و هر روزشو تصمیم دارم ثبت کنم حتی شده ی خط

اینجا تا غذا و کتابامو میارم و تا ۸ شب اینجام

تا ۲ ک طبقه دوم کلاس درسیم وبعدش میام بالا ناهار و بعدشم استارت

برای آزمون فردا عقبم و هنوز یکم مونده تا ب بودجه برسم

حس خوبیه درکل

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۱۶
16:9
درحال بارگذاری..

هاییی دخملااا

هاییییی

اگه امروز تو شیراز ی دختر کوچولو موچولو مو خرگوشی بافته شده با مقنعه بلند و کفش آل استار دیدین

اون منممممممم

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۱۶
6:57
درحال بارگذاری..

همنشین خیلی مهمه!حواست باشه

خدای خوبممم

من همیشه ب طور ذاتی با افرادی از هر نوع رفتار و اخلاقی تا اونجا ک بپسندم و آزارم نده ارتباط برقرار میکنم

اما همیشه تو دایره کلوز فرندام فقط با کسایی مچ بودم و هستم ک در حد خودم باشن یا حتی بالاتر

از لحاظ خانوادگی فرهنگی اخلاقی اجتماعی و حتی درسی

چون اینا برام مهمن

چیزایی ک اکثر دوستی ها این دوره زمونه دنبالشن

چرت و پرتایی ک تو خلوت با همدیگه میگن

و سطح پوچ دغدغشون اصلا و ابدا برام جالب نبوده و نخواهد بود

چون من اینجوری بزرگ شدم ک برای خودم ارزش قائل باشم و با هرچیز و هرکسی ارتباط نداشته باشم

چون همنشین آدم از هرچیزی مهمتره!

و من ب این اطمینان کامل دارم و خودم حسش کردم

بزرگ باشی بزر‌گ میشی!

با آدم حسابی باشی، توهم آدم حسابی میشی.

اینو یادت بمونه

خدیا تهش میخواستم ب این برسم ک این چند نفری ک امسال تو مدرسه نمیدونم چطوری سمتم اومدن رو ازم دور کن...

من قضاوتشون نمیکنم ب هیچ عنوان، فقط وایبشون منفیه برام، رفتارشون در حد من نیست

ما برای هم و دوستی باهم ساخته نشدیم

کسی ک بیاد از کارای ناعرف خودش و خانواده ش بگه و افتخار کنه نمیتونه آدم مناسبی برای دوستی من باشه

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۱۴
20:12
درحال بارگذاری..

هعییی

انقدری ک کلاس زبان پنجشنبه با e بهم خوش گذشت ک اصلاا الله الله

میخوام تعریفش کنم ولی از شدت ذوق نمیتونممممممم

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۱۲
18:54
درحال بارگذاری..

هنوز نرسیده آشنا دیدم😶

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۰۹
18:19
درحال بارگذاری..

های گایززز

مو داروم موروم خونه مامانجونامممممم و باباجونااام💜

تو راه یه پلاک همشهری دیدیم و درحال کورس گذاشتنیم😐

اما خب اون شوتی تشریف داره و یخورده رقابت سختهه

کوییزهای فیزیک و عربی بچه هارو آوردم بیرون ک صحیح کنم دیدم نمیشهه

خوابم گرفت😑

فردا e رو میبینممممم

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۰۹
16:21
درحال بارگذاری..

اوا خاک عالمم

بچه هااااااا

سیسی‌تون رو دست کم گرفتید؟

امروز نمیرم مدرسه و میشینم تا ساعت ۹ و ۱۰ دینی میخونم و بعدش خودم تنهایی میرم مدرسههههه برا امتحان

یوهاااااها

ب بچا سپردم بگن حالم بد بوده😂

خودمم میرم مدرسه جلو مددی خودمو میزنم ب مریضی😐🤸‍♀️

به هر حال در دوران درخشان ۱۱ سال تحصیلی باید ی چن تا برنامه سمپاتیک فعال کن داشته باشم یا ن؟

راستی دیشب کلی دوست هنرستانی پیدا کردممم

خیلی خاکی و باحاللل بودنن

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۰۹
6:18
درحال بارگذاری..

Omg

واایی بچهها

اومدم ی جای باحال و گنگ

دومین کنگره بین المللی ۱۵هزار شهید فارس

دکورشون، تئاتر، نمایش و همه‌چی عالیهههه

خیلی قدرتمند و زیباا

حس باحالی داره

و خب باید بگم دینی هم نخوندم این وسط🥲

برای شام هم اینجاییم فک کنم و خب سرده یکمم

چادر پوشیدم

راستی ب e هم زنگ زدممم

و ی مشت عکس هم برای e فرستادم🥲

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۰۸
20:19
درحال بارگذاری..

امروزززز

هاییییی

چون اردوی روز پنجشنبه رو کنکل کردم بجاش امروز با خانم پرورشی میرم نمایشگاه بین المللی شهدا

از ساعت ۴ و نیم تا ۹ و اینای شب احتمالا

و خب فردا امتحان دینی هم دارم و باید الان بخونمم

خدا کنه خ عین بیاد اگ نیاد من مجبورم مدیریت کنم صحنه رووووو

این همه راهههه

خب تازه رسیدم خونه و ناهار خوردم و خوابم میاددد

تازه باید زودتر بزنم ب راه و با مترو برم چون مامان نیستت

اما باید علیرغم علاقم دینی بخونمم

خدایاا امروز ی شرایطی رو پیش بیار بتونم از دل e در بیارم 🥲با اینکه میدونم از دستم دلخور نیست ولی من عذاب وجدان دارم

چرااااخب

ب خودت بیا دختررر

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۰۸
15:9
درحال بارگذاری..

موزیک

کلیک کن اینجا

وایب این آهنگ بسیار بسیار مورد پسندمه🌱💜

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۰۴
18:18
درحال بارگذاری..

وایییی

کاش راحت میشدم از این زندگی کوفتبیییی

نمیدونم چیی بگم از اینکه ی سری آدم بی‌شعور بی‌شعور بی فرهنگ اعصاب آدمو خورد میکنن.چقدر حق الناس؟ آزار و اذیت تا چ حد؟

خدایا منو برسون ب همونجایی ک توش آرامش داشته باشم.ن اینجا....

اعصابم رنده شدههه و از استرس نمیتونم الان درست تایپ کنم

فقط میتونم بگم خدا لعنتشون کنه

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۰۴
17:47
درحال بارگذاری..

معلم ورزش

و خب ی خوبی ک داشت این بود معلم ورزش کلاس سومم رو دیدمممممممم

همونی ک باهاش والیبال رو شروع کردممم و اگ وقت کنم میخوام دوباره برم سالن باهاشششش🥲

Sogand
۱۴۰۳/۰۸/۰۲
20:6
درحال بارگذاری..