قابل توجه آشنا ماشناها
من با اینکه تو وبلاگم چیز خاصی نمیگم ولی عمیقا فکر اینکه ی آشنا اینارو بخونه و منو بشناسه آتیشم میزنه😂😂
ببین اگه آشنایی و داری اینو میخونی ممنون میشم :*بُر او وَرو حالوم بده عاموو
نبینم ای ورا پر بخوریاااا
September
من با اینکه تو وبلاگم چیز خاصی نمیگم ولی عمیقا فکر اینکه ی آشنا اینارو بخونه و منو بشناسه آتیشم میزنه😂😂
ببین اگه آشنایی و داری اینو میخونی ممنون میشم :*بُر او وَرو حالوم بده عاموو
نبینم ای ورا پر بخوریاااا
خدای مهربونیییی مرسی بابت نعمتات عزیزززدل
امشب انقدر با آقاجون خندیدیم ک اون وسطا من پنیک شدم😂
تبریک عموم خیلی باحال بودد
_سلام دختر پاک.
یلدات مبارک امید خاندان 💜
و حقیقتا ب دلوم نشست
و از اونطرف تبریک من ب مرضیه ..خالم..
خیلی سم
_یلدات پیروز
هر روزتون شب یلدا انشالله
+شماره کارت😂
آخه تو چقدر پررویی دختر
حالا اون هیچی ، ینی چی هر روزتون شب یلدااا
پارادوکس؟
بسیار خرسندم ک از فردا روزا بلند تر میشههههه
امشب بهتون خیلی خوش بگذره
ب اندازه همون یه دقیقه بیشتر خوشحال باشین 💜💗
هارت اتک فقط اونجایی ک من امروز چشمامو ریز کردم و متن توی گوشیمو خوندم🥲😶
کور شدگی در کمین است
بابابزرگ من اینجوریه ک میتونه قسمت اعظمی از شهر رو بخرههه اما ماشینش چی باشه خوبه؟
پژو
منظورت چیه پدررررر؟ منظورت چیه هااان؟
چرا ب ظواهر اهمیت نمیدیییی؟ چرا اینجوری میکنی؟
اگه میبینی دوست نداری خب بده مننن ب عنوان نوه ارشدد
حالا نمیدونم شق القمر شده یا چی عموم برداشته برده دندوناشونو ایمپلنت کنن
عمیقااااا دلم میخواد ی وقت اضافه بیارم امروز و موآناا² رو ببینیم
امروز مامان فاطی جونیییی اینا دارن میان اینجا
درسته دلم براشون خیلی تنگ شده ولی بهتر بود نیان تو این دوران امتحانام
این چند روز فک کنم باید برم شرکت و اونجا درس بخونم
امروز آزمون رو نرفتم بدم، صب زود رفتم دوش گرفتم، کتابمو خوندم و شروع کردم ریاضی رو
امروز حتما باید انجام بشن :
_فصل ۱ ریاضی جزوه و کتاب +فصل ۲ تا هرجاش تونستم
_زیست مروز فصل ۴، نکات فصل ۵
_درس ۶ دینی
باید دنبال ی آموزشگاه برای زبان باشم ک این دوتا کتاب آخر رو بتونم تمام کنم
شایدم تعیین سطح بدم برمی جای دیگه...نمیدونم
ولی باید تا قبل شروع ترم جدید این کارارو بکنمم
نمیدونم متوجه میشین یا ن
ولی من خیلی حس مالکیت دارم ب هرآنچه ک دوست میدارم
و متاسفانه به هر آنچه هم ک حس مالکیت دارم، غیرت هم دارم
پس کیپ آپ پیلیززززززز
خب اینم از فاینال زبان
خب باید بگم داداشی خیلی کمکم کرد😂
گُرد با اون بابا شمرونیه ی روز اوکی ان ی روز ن
ولی علی رغم اون مردک آرتام من از این خوشم میاد
میدونم چرته ولی بهم خیلی میان این دوتا😂
هر دو تاکسیک و غیرقابل تحمل
ولی خب تاحدودی باهم خوشن
ب طبعیت از بچای تهران اومدم ب سبک اونا طلسم نوشتم اصلا ی مسخره بازی😑پاک عقلمو از دست دادم
امروز کلی نامه قدیمی پیدا کردم از من و ریحون ، چقدر با شخصیت و با ادب نامه نوشته بودیمم و چ موضوعاتی ک گفته نشده بود
روز جالب و بیهوده ای بود امروز
چرا تعطیل میکنن مارو الکی؟
حالا بازم تهران و تبریز و مشهد اوکی، هوا آلوده و سرده
اما خب دقیقا میشه بگین شیراز کجاش سرد و الودس؟
بابا اینجا تاحالا ب خودش برف ندیده ما همش سپیدان دنبال برفیم
آلوده مالوده ک اصلا چرت محض ما اینجا عنوان کلان شهر پاک رو در اختیار داریم برادر
وادفاز
گایززز من فردا امتحان نوبت درس کوفتی انسان و محیط داشتممممم
و خببببب شیرااااززز تعطیل شدددددد
باید بگم ک خوشحالم😸
فقط یکمی از درس ۴ رو خونده بودممم
ولی الان دارم بقیشو میخونمم ک نمونه رو دستم:/
درحال حاضر غمگینی بزرگی رو قلبم نشسته
الان عصبی نیستم از کسی
متنفرم هم نیستم
فقط غمگینم ازشون، دوسشون دارم ولی ناراحتم
از بابا از e از نارفیقی بعضیا ک ی عمر نون و نمک همو خوردیم
از همچی
نمیفهممممم هیچیو گیجم
خوبم ولی گیجم
این سوگند الان رو دوست ندارم
الان دلم دوستم رو میخواد وابسته شدم بهش😂
باورم نمیشه امروز هرچه پس انداز کرده بودم ب چوخ صگ رفت
۶ تومن ناقابل
بنده الان با ته مونده کارتم تا اطلاع ثانوی فقط میتونم با مترو رفت آمد کنم و خرید مرید یوخ
دلم میخواد آدم ناشی و ناکس رو بکشمممممم
خدایا خشم مرا فروکش بفرما و ناشکری را از من دور کن
پروردگارااااااااااااا
من هم اکنون از رصد خونه برگشتمممم و بسی زیبا بوددددد
دانشگاه ارم فراتر از انتظارم بزرگ و جذاب بودد
خیلی بهم خوش گذشت
ماه و مشتری و کیوان و ناهید رو دیدم و تاحالا از این فاصله ندیده بودمششششون
امروز ی تعریف جالب از خودم از زبون بابا شنیدم
میگه سوگند درعین جذبه داشتن دلش همچین صافههههه ک الله الله
ب نظرم جالب بودد
درحال حاضر اونقدر عصبانیم ک قابلیت دیس کردن همهرو دارممممم
پن: فردا میخوایم بریم ی جای باحااااللللل
رصد خونه دانشگاه شیرازززززززز
چیکار کنیم؟ هیچی آسمون رصد کنیممممم
سردرد وحشتناکی گرفتتم و چشمم حس میکنم ضعیف شده چون ب شدت درد میکنه و دور رو نمیتونم خوب ببینم و ب گمونم دوربینم ضعیف شده
دارم میمیرم از این حس حال بهم زن
چشمام تار میبینه سرم داره میپوکهه
نمیفهمم چرا معلمی ک امتحان میگیره خودش تصحیح نمیکنه؟ و میده ب دانش آموز بیچاره ای مث مننن
خداخوبت کنه زن حسابییی الان من برگه ۳۰ نفرو چجوری صحیح کنم تا فردا صبح
تازه امتحانم دارم
گفتم از فیزیک و عربی این هفته راحت شدم، نگو کائنات داشتن دست ب دست هم میدان امتحان ادبیات بیوفته رو دستممممم
انقدی ک من زبان درس دادم و برگه امتحانی دروس مختلف رو صحیح کردم دیگه بچا خودشون میدونن درمورد امتحان اول باید از من بپرسن دیگه کار ب معلم ندارن
میان ب من میگن دست بالا بگیر
حتی امتحانای ترمیمیشونم من میگیرم تکثیر میکنم،سوال میدم، برگزار میکنم، صحیح میکنم و حتی نمره وارد میکنم😐ماشالله ی پا معلم شدم برا خودم
وقتشه دیگه انترکا برم تو دفتر معلما بشینم
نمیدونم آیندگان قراره چجوری تاریخ ۹۸ به بعد اللخصوص ۱۴۰۳ رو بخونن؟؟
😑دنیا بسیار جالبه بسیاررر مخصوصاااا خاورمیانه
از عجایب خاورمیانه اینه تا همین دو سه هفته پیش مردم جنگ زده ی لبنان وسایلشونو جمع میکردن میرفتن سوریه،الان مردم جنگ زده ی سوریه دارن وسایلشونو جمع میکنن برن لبنان :)
+حقیقتا حرفی برای گفتن نیس..
حقیقتا دلم تنگ شد واسه دوران قبل کرونا اونوقتایی ک با همه دوستام تو واتساپ گروه داشتیم ۲۰ نفری چت میکردیم ویدیو کال میگرفتیم واییییییییییی
دلم برا اونموقع ها ک استوری سم میزاشتیم و فقط دوستام میدیدن و بقیه رو هاید میکردم تنگ شده بسیاااااار
برای فاطی و غیبتاش و چرت و پرت گفتنش تنگ شده
برای نگین و چک کردن امتحانای ریاضی وقتی من براش جواب میفرستادم تا بنویسه
برای حساسیت های الکی فاطی ک روزی شونصدبار پیام میداد ک بهش بگم فرم دماغش خوبه یا ن
برای چت کردن با زری با لهجه بسیار بسیار غلیظ ک کسی اگ میدید نمیتونس ی کلمه شو هم ترجمه کنه
برای رمان معرفی کردناش
الان شماره های خیلی هاشونو اصلا ندارم
اونایی رو هم ک دارم باهم در ارتباط نیستیم مجازی
هر از گاهی ک برم اونورا شاید همو ببینیم سالی یبار
ولی خوبیش اینه با اینهمه دوری بازم هردفعه ک همو میبینیم بازم یچیزایی مث قبل بینمونههه
ساقی های گرامی اینجانب نیازمند مثقالی تریاک با خلوص زیاد هستم..
بلکه بتونم این هفته پر امتحان و ثقیل و سنگین رو هندل کنم و گسسته نشم😑
دارم میمیرم
ایستیریس گرفتمههه
داداش حالا ک تا اینجا اومدی ی صلوات بفرس برای مشگل گشایی از کار من
مشتی
واقعا ب خانواده پدری و مادریم علاقه دارم و احترامشونو دارم. و رابطه خیلی خوبی باهم داریم با ۲ طرف
ولی یکی مث عموهام ک ... ولش کن نگم بهتره
سالی یبار عذاب وجدان میاد سراغشون برای سرپوش گذاشتن بهش پا میشن ی رستوران گرونی ، بیرونی،ی کادو گرونی، چیزی میدن
شاید بخش زیادیش ک چ عرض کنم اصلا شاید همش هم از رو علاقه باشه ک اینکارو میکنن ولی من اینو برداشت نمیکنم
ک چی؟؟
اصلا کی گف تو اینکارو کنی؟
ب هیچ عنوان این حرکتشونو دوس ندارم
و دوست ندارم ازشون قبول کنم کاش بفهمن این چند میلیون ها بین اون چند صد میلیون و چند میلیارد هیچه هیچچچچ
مرد تر از بابام کسیو سراغ ندارم...
جاش اینجا نیست ک بخوام بنویسم ولی
مرسی بابایی ک هستی ، مرسی ک تکیه گاه امن منی
مرسی ک تو نظرت آدمی ام ک میتونی روم حساب باز کنی
بابا من اول از اینکه دخترت باشم رفیقتم!
مگ از بچگی نمیگی من مردِ بابا هستم؟
تا دنیا دنیاس من *مردِ بابا* باقی میمونم
تا وقتی تو باشی منم هستم
خدای خوبم شده ی چیز بخوام ازت فقط سرافرازی ایشونه
خدایا تا همیشه سربلند و سلامت نگهش دار
دمت گرم
03/9/15
واقعا نمیفهمم این چ عادت بدیه ک وقتی مریض میشن نمیرن دکتر
اگه قرار بود وقتی یکی مریض میشه خودش خود ب خود خوب بشه ک اصلا علم طبابتی بوجود نمیومد
خب مرد حسابییی میبینی حالت بده، از شدت تب داری هذیون میگی
هم ایستایی بدنت ب کل ریخته بههم ولی بازم راضی نمیشی بری دکتر؟اصلا چ معنی میدههههه
خوبت شد الان مریضی خود ایمنی و عفونت ویروسی گرفتی؟
اره؟
حالا هرچی من این وسط خودمو هی بکشم برو دکتر، نزار مریضی تو بدنت بمونه فلان کن بهمان کنن کی گوش میده
هرکار باید بکنن و بهشون میگی انجام بدن تا خوب شن نمیکنن
بعد توقع دارن زود هم خوب شن
خب معلومه ک نمیشی عزیزمن
سر مریض شدن خودمم ک سریع میرم دکتر میگن بد مریضییی
آره من بدمریضم ک نمیزارم مریضیم شدت بگیره و ب اینجاها برسه
برو دعا کن زودتر خوب بشی و کامل هم خوب بشی
هایییی گایززز
امروز رسماا ب چوخ اعظم رفتم
از ظهر ک اومدم خونه ذهنم مشغول دست سازه زیست بود ک این هفته باید تحویل میدادم ،یه ایده براش داشتم ولی چندتا وسیله لازم داشتم ک تو خونه نداشتیم
خلاصههه از ساعت ۴و نیم ک از خونه زدم بیرون غروب برگشتم و دقیقا درست کردنش تا همین لحظه طول کشید
امروز همه مغازه ای رو پااا زدم از گلفروشی و قنادی گرفته تا ابزاری و لوازم تحریرییی
و الان من موندم و گردن درد و ی خونه به هم ریخته و پر از خرده وسیله و دستای رنگی ک پاک نمیشن و خستگی فراواان
امروز برای پیدا کردن ی وسیله کل شهرو زیرپا گذاشتم و در آخر کجا پیدا کرده باشمش خوبه؟
کنار ساختمون نیمه کاره کوچه بغلیمون درست وقتی ک همه خریدام و کردم *_* وقتی برش داشتم هوا تاریک بود و من دقیقااا زیر دوربین خیلی نامحسوس برش داشتم و رفتم در زدممم، اولش هیچکی جواب نداد ولی بعدش ی نفر درو باز کرد واکنشش وقتی منو دید با اون سیس و کائوچو ک تو دستم بود دقیقا اینجوری بود ک چی میخوای اینجا زبون بسته؟😂😑
بهش گفتم اینو لازم ندارین من برش دارم؟ گف نه
گفتم خب پس من برش میدارم فقط حواست باشه تو دوربین افتادم فک نکنین دزدی چیزی هستم
بنده خدا خندش گرفته بود🥲😂
تاریخ معاصر رو واقعا برنمیتابم
از اون بیشتر تلف شدن یک روز کامل برای ۳ درس تاریخ معاصر رو بیشترترتر بر نمیتابم
ینی چی خببببب
انگلیس ول کن پاچه مارو چیکار قاجار خدا زده و و این ملت بی زبون و این و اون داشتی
بیو برو دس خدای مهربون عامو ولمون کنننن
هی رضاخان رضاخان رضاخاننننن خب بسه دیگهههه
خاندان و خانواده و خواهر و مادر و برادر همرو مورد عنایت قرار دادی داداشممم
خب من اگه تاریخ خون بودم میرفتم انسانی چکارم ب تجربی بود اخهههه
ب e میگم خوبین؟
میگه ن
میگم چرا
چراااا خوب نیستین؟
میگه چون شما نیستین =_=
خب فک کنم دلیل فشاری شدن بچه های کلاس رو دریافتمم👏😐
مامان مهرداد زنگ زده
_چراا فرعیاتو ول نمیکنه بره سراغ اصلیات 😔😂
از مهرداد بگووو چیکار داری ک مامانم چ کرمی مصرف میکنهههه
مزاح فرمودم و درواقع باید بگم شونصدساله پسرشو ندیدم و درواقع نمیشناسمشش اگ تو خیابون ببینمش
البته اینکه همشهری هم نیستیم بی تاثیر نی:/
همیشه و از همون بچگی وایب آدمارو رو تو همون برخورد اول میگرفتم، این ک چطور آدمین
و دقیقا هم همونطورن
و باید بگم متاسفم ک انسانها جز برای منفعت خودشون دور و اطرافت نیستن!
و خب از ی طرف هم خوشحالم ک آدمارو میشناسم و کمک میکنه زودتر و راحتتر کنارشون بذارم.
حال این مدتم ک بالانس نیست بخاطر اینه ک دائم در تیررس وایب و انرژی منفی آدمای نزدیکم هستم و خب باید بگم متاسفم ک آدمای اطرافم اینجوری از آب دراومدن
منی ک نهایت تلاشمو برای خوشحال بودن اطرافیانم میکنم ولی اونا نگاه ی رقیب بهم دارن...ک دائم بخوان با من تو رقابت باشن اونم ن رقابتی ک توش رفاقت باشه! رقابت و حسادت بچگانه ای ک دارن و سعی بیخودتری ک میکنن برای خراب کردن منی ک ب اصطلاح بست فرزندشونم.
خب نیمه پر لیوانش این میشه ک بشناسمشون و از زندگیم خارجشون کنم
و در آخر مرسی از خانوادم ..مرسی ک انقدر خوبین، مرسی ک از هر دوستی بهم نزدیک ترین و خب ی خواهر دوقلو دادین بهم ک نیاز ب هیچ دوستی نداشته باشمم
باهمه بحث و گفتگوهایی ک گاها بینمون پیش میاد ولی خب بزرگترین و مهمترین مکمل همیم. خدایا شکرت
خدایا شکر ک دارم ادما رو میشناسم و متوجه میشم هیچکس ب اندازه خانوادم خیرمو نمیخواد.مرسی خدا مرسییی
منم مث بقیه آدما یسری صفت نادرست قطعا دارم ولی مرسی ک اونقدر منو بزرگ کردی ک به هیچ کس یا هیچ چیز حسادت نکنم.اینم خودش ی آپشنه دیگه! مگ ن😂💜
چاکرتیم
عزت و ذلت دست خداست و من بدجور ب این اعتقاد دارمممممم
دیروز هوا بشدت بارونی و زیبااا بود.
ساعت ۱۲ و نیم تا ۲ کلاس جبرانی تاریخ داشتیم تو سالن آمفی تئاتر
با پری رفتیم از بوفه کلی خوراکی گرفتیم سر کلاس یواشکی خوردیم
تو بارون میدویدیم و خیلییی خوش گذشت
آخرشم شدیم موش آبکشیده
از سرماا دیگه کت جواب نمیداد مجبور شدم موهامو باز بزارم رو کمرم بلکه گرم تر بشه😂فک کنم ی کاربرد برا موهام پیدا کردمم
بهرحال باید ی جایی بدرد بخوره یا نن